سفارش تبلیغ
صبا ویژن
[ و او را از خیر پرسیدند فرمود : ] خیر آن نیست که مال و فرزندت بسیار شود ، بلکه خیر آن است که دانشت فراوان گردد و بردبارى‏ات بزرگمقدار ، و بر مردمان سرافرازى کنى به پرستش پروردگار . پس اگر کارى نیک کردى خدا را سپاس گویى و اگر گناه ورزیدى از او آمرزش جویى ، و در دنیا خیرى نبود جز دو کس را : یکى آن که گناهانى ورزید و به توبه آن گناهان را در رسید ، و دیگرى آن که در کارهاى نیکو شتابید . [نهج البلاغه]
 
چهارشنبه 90 مهر 6 , ساعت 8:33 عصر

 


قصه من و غم تو

قصه گل و تگرگه

ترس بی تو زنده بود

ترس لحظه های مرگه

ای برای با تو بودن

باید از بودن گذشتن

سر به بیداری گرفته

ذهن خواب آلوده من

همیشه میون قاب خالی درهای بسته

طرح اندام قشنگت

پاک و رویایی نشسته

کاش میشد چشام ببینن

طرح اندام تو داره


زنده میشه جون میگیره

پا توی اتاق میذاره

کاش میشد صدای پاهات

بپیچه تو گوش دالون

طرف دالون بگرده

سر آفتاب گردونامون

کاش میشد دوباره باغچه

پر گلهای تو باشه

غنچه سفید مریم

با نوازش تو واشه

کاش میشد اما نمیشه

نمیشه بیای دوباره

نمیشه دستات تو گلدون

گلای مریم بذاره

کاش میشد اما نمیشه

این مرام روزگاره

رفتنت همیشگی بود

دیگه برگشتن نداره


 

 



لیست کل یادداشت های این وبلاگ